سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
441
تاريخ ايران ( فارسى )
يكصد و پنجاه قبل از ميلاد مهرداد هم بباختر حمله كرده در صورتى كه او به كلى از مقاومت عاجز بوده است . دمتريوس پادشاه سوريه كه وقايع جنگ او بعدها ذكر خواهد شد بقشون باختر ملحق گرديد ولى شكست خوردن و اسير شدن او آخرين اميد كمك از سوريه را قطع نمود و باختر خسته و وامانده از سمت شمال شرقى مورد هجوم طايفهء سكا واقع شده در حالى كه ايالات مغربى او ضميمهء قلمرو پارتيها گرديد و سكنه از مساكن اصلى خود رانده شدند ، معذلك دولتى بنام باختر هند در دامنههاى جنوبى هندوكش تشكيل يافته و تا پنجاه سال هم دوام نمود ولى بعد بواسطهء حمله و هجوم طوايف وحشى صحرا نورد از ميان رفت . خاندان سلكوس 150 - 140 با مراجعه بتاريخ خاندان سلكوس ديده مىشود كه اسكندر مدعى ملقب به بالاس « 1 » در تحت نفوذ بطلميوس فيلومتور « 2 » سلطان مصر چهار پنج سال در سوريه سلطنت نمود ، كلئوپاتر دختر نامبرده را بحبالهء نكاح خود درآورد ولى مدتى نگذشت كه تغييرى در اوضاع روى داده دمتريوس دوم معروف به نيكاتور « 3 » پسر سوتر كه جوانى چهارده ساله بود به روى كارآمد و با او جنگيده و مغلوبش نمود . اسكندر فرار كرده پس از يك شكستى كه از فيلومتور خورد بقتل رسيد و كلئوپاتر را پادشاه جديد بزنى گرفت . سوريه بواسطهء كشته شدن فيلومتور در جنگ از تبعيت مصر خارج گشت و باز مدعى ديگر پيدا شد و او آنتيوخوس ششم موسوم به ديومپوس « 4 » پسر اسكندر بالاس بود كه از كلئوپائر بوجود آمده بود . ديودوتوس « 5 » نام كه نژادى پست داشت از او حمايت ميكرد . اهالى انطاكيه حاضر شدند كه مقدم پسر اسكندر بالاس را بپذيرند و تا چندى دو پادشاه در سوريه سلطنت ميكردند ، آنتيوخوس در انطاكيه و ايالات شمالى و دمتريوس در نواحى جنوبى . ديودوتوس كه اسم تريفون « 6 » به خود نهاد در 143 - 142 آنتيوخوس جوان را كشت و تاج و تخت را
--> ( 1 ) - Balas . ( 2 ) - Philometor . ( 3 ) - Nicator . ( 4 ) - Diompus . ( 5 ) - Diodots ( 6 ) - Tryqhon .